خدایا ! یه بار شد بگی : ای کسانی که ایمان آورده اید ، حالتون چطوره؟


+ نوشته شده در 90/04/10ساعت 1:28 توسط سهند

گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی ,
عکس هایت همه با لبخند اند !!
و نمی دانست
عکاس که می گوید سیــــــــــــــب
من یادِ حماقتِ آدم می افتم و
...پوزخند می زنم !!!

+ نوشته شده در 90/04/09ساعت 0:13 توسط سهند

ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 90/04/02ساعت 5:7 توسط سهند

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته ‌باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

+ نوشته شده در 90/03/20ساعت 7:33 توسط سهند

جیره ی سیگارم را بدهید!
و تنهایم بگذارید با پیاده روی عصرگاهی!
در من
تیمارستانی
قصد ...شورش دارد


+ نوشته شده در 90/03/07ساعت 4:23 توسط سهند

در روزگارى كه لبخند آدمها به خاطر شكست توست برخيز تا بگريـند .

 كوروش بزرگ

+ نوشته شده در 90/02/23ساعت 0:16 توسط سهند

 زمانه ایست که شیطان فریاد میزند ؛ آدم نشانم دهید ، میخواهم سجده کنم!!!

+ نوشته شده در 90/02/21ساعت 0:42 توسط سهند

When the power of love is greater than the love of power, the world will know PEACE

+ نوشته شده در 90/02/18ساعت 14:34 توسط سهند

قصه عجیب و غریب منو از من بپرس / من با ضریب صد و از من بپرس
داری شب های خیلی خوبی توی زندگیت / رنگ شب های بد و از من بپرس
اتفاقات عجیب و از من بپرس / خنده و طعم جدید و از من بپرس
درد من و تو فقط گرسنگی نیست / حس یه درد شدید و از من بپرس
اشکهات خرج لحظات تنهایی هاته / هر کسی به قدر خودش تنهایی داره
بهرام بیشتر از خودش تنها شد آره / طعم خوب تنهایی رو از من بپرس
گرمی تو..از گرمی نور خورشید / کلی کتاب و ورق داری تو کوله پشتیت
کلی گل خوشگل توی باغچه خونت / رنگ گلهای قالی رو از من بپرس
دلم پاکه مثل حس تو دل یه خدشه / دقیقا مثل پاکیه دل یه بچه
هر کاری میکنم که عقده هام کم شه / تلاش های بی اثر و از من بپرس
زندگی روی باور رو از من بپرس / سوته غلط داور و از من بپرس
میدونم که خیلی وقته که اشک نریختی / ولی رنگ اشکهای مادر و از من بپرس
درد یه زخم عمیق و از من بپرس / جنس آدم کثیف و از من بپرس
درد حضرت مسیح و معماهای عجیب و فرق جدید و قدیمو از من بپرس
گل هایی که میشه چید و از من بپرس / حرمت ریش سفید و از من بپرس
میدونم که چشم تو هم خیلی چیزها دیده / ولی چیزی که نمیشه دید و از من بپرس
از من بپرس...از من بپرس......از من بپرس
از من بپرس.....



آهنگ از من بپرس از البوم سکوت از بهرام - این البوم که به تازگی منتشر شده - بهترین آلبوم رپ فارسیه که تا حالا اومده و بهرام ترکونده رسما. برای دانلود کلیک کنید.

+ نوشته شده در 90/02/14ساعت 2:52 توسط سهند

ما تو دنیای امروز خونه های بزرگ و خانوداه های کوچیک داریم راحتی بیشتر اما زمان کمتر. مدارک تحصیلی بالا ولی درک عمومی پایین آگاهی بیشتر ولی قدرت تشخیص کمتر. متخصصان بیشتر و البته مشکلات بیشتر و داروی بیشتر و سلامت کمتر داریم.  

بدون ملاحظه زمان رو می گذرانیم کمتر می خندیم تند رانندگی می کنیم زود عصبانی می شویم تا دیر وقت بیدار می مانیم خسته از خواب برمی خیزیم کم مطالعه می کنیم اغلب تلوزیون نگاه می کنیم و به ندرت دعا می کنیم.دارایی هایمان زیاد و ارزش هایمان کم است. زیاد صحبت می کنیم  و به اندازه کافی دوست نمی داریم و زیاد دروغ می گوییم.

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم و نه زندگی کردن را تنها سال های عمر را به زندگی افزوده ایم و نه زندگی را به سال های عمر. ساختمان های بلند تر داریم طبع کوتاه تر. بزرگ راه های پهن اما دیدگاه های باریک تر. ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما برای دیدن دوستام در یک کوچه آن طرف تر نمی رویم.

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما از دورنمان بی خبریم. اتم را می شکافیم اما تعصب را نه!! عجله کردن را آموخته ایم نه صبر کردن را در آمد بالا داریم و اصول اخلاقی پایین. غذاهای آماده داریم اما دیر هضم مردان بلند قامت اما با شخصیت های پست... . سود های کلان اما روابط سطحی.

پیشنهاد می کنم در جست و جو باشیم بیشتر بخوانیم بیشتر لذت ببریم حتی از سبزه روییده در درز سنگ فرش خیابان. زندگی فقط حفظ بقا نیست. حتی اگر این چنین هم باشد نبود ان بهتر از بودنش است.

چه بهتر امروز از جام کریستالم استفاده کنم بهترین لباسم را بپوشم و به تمامی دوستانم بگویم که دوستشان دارم زندگی همین لحظه ای است که در آنم.

+ نوشته شده در 90/02/10ساعت 4:58 توسط سهند

I’m so lonely, broken angel
I’m so lonely, listen to my heart

من … دوست دارم
به چشمِ من …گریه نده
نه نمیتونم
بدونِ تو … حالم بده

I’m so lonely, broken angel
I’m so lonely, listen to my heart

One n’ only, broken angel
Come n’ save me, before I fall apart

تو هر جا که باشی…کنارتم
تا آخرش…دیوونتم
تو…تو نمیدونی
که جونمی….برگرد پیشم

I’m so lonely, broken angel
I’m so lonely, listen to my heart

One n’ only, broken angel
Come n’ save, before I fall apart

لالا لیلی…لالا لیلی….لالا لالالا

I’m so lonely, broken angel
I’m so lonely, listen to my heart

One n’ only, broken angel

Come n’ save, before I fall apart



Watch Now

+ نوشته شده در 90/02/09ساعت 3:51 توسط سهند

وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخش 

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

(علی شریعتی)



+ نوشته شده در 90/01/21ساعت 0:49 توسط سهند

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرد،

گرچه آدم زنده بود.

 

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود.

 

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ!

آدمیت برنگشت!

 

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است

صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ابلهی است

صحبت از عیسی و موسی و محمد نا به جاست

قرن «موسی چمبه» هاست

 

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست،

وندر این ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای! جنگل را بیابان می کنند

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

 

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق


گفت و گو از مرگ انسانیت است!





+ نوشته شده در 90/01/21ساعت 0:31 توسط سهند



چه حالی میده!

+ نوشته شده در 90/01/16ساعت 0:18 توسط سهند

آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستین‌ها را بالا بزن،

آنگاه دستان خدا را خواهی دید که زودتر دست به کار شده است.


« امام علی علیه‌السلام»

+ نوشته شده در 90/01/09ساعت 7:23 توسط سهند


+ نوشته شده در 90/01/09ساعت 3:38 توسط سهند

الف -  چه کسی جنگ را آغاز کرد ؟

اغلب عامه مردم به محض شنیدن این پرسش و بدون کمی درنگ پاسخ میدهند معلوم است آلمان و هیتلر آغازگران جنگ بودند آن هم فقط به خاطر جهانگشایی .


اینجا من پرسشی دارم که آیا به نظر شما این عاقلانست کشوری که قصد جهانگشایی دارد بیاید و یک مرتبه علیه تمام اروپا از لهستان و انگلستان و فرانسه و شوروی و یوگوسلاوی و بلژیک و آمریکا و... وارد جنگ شود؟؟؟

من که میگم خیر اگر کسی قصد جهانگشایی داشته باشه یک به یک به جنگ و تسخیر کشورها میپردازه نه دسته جمعی با همه آنها خلاصه این قضیه از نظر منطقی واقعا میلنگه بد نیست الان قضیه رو از زبانی دیگر بشنویم . بعد از جنگ جهانی اول پیمانی به نام پیمان ورسای برای صلح و آتش بس انجام میشه که خب مسلما به سود پیروزهای میدان (متفقین) و نابود کننده برای شکست خوردگان مثل آلمان بوده .  

حال ببینیم شرح این پیمان چه بوده :

آلمان باید به تمام کشورهای همسایه خود خسارت جنگ را بدهد و از آنجا که کشور شکست خورده آلمان آه در بساط نداشت تصمیم میگیرند عوض پول زمینهای آن را بین خودشان تقسیم کنند به کشورهای فرانسه و لهستان و چکوسلواکی از خاک و مرزهای آلمان دادند و تقریبا مساحت آلمان برابر نصف شد . آلمان حق داشتن نیروی دریایی ندارد. آلمان حق داشتن هیچ ارتش رسمی را ندارد و تنها  گروهی مختصر با تسلیحات اندک برای نظم داخلی وجود داشت . آلمان حق ساخت اسلحه را ندارد و اندک سلاح مورد نیازش باید از انگلیس و فرانسه خریداری می شد. و.....

اینها همه یک طرف و مسئله لهستان طرفی دیگر .لهستان در آن زمان دست نشانده انگلیس بود از آنجا که همسایه آلمان نیز بود و بسیاری از مردم آلمان در آن کشور حضور داشتند مهره خیلی خوبی به شمار میرفت . موقعیت لهستان طوری بود که به دریای آزاد راه نداشت و انگلیس هم برای بهبود اقتصاد لهستان و ارتباط بیشتر با آن واجب دید که لهستان صاحب بندرگاه شود . در آن زمان آلمان بندری مهم به نام دانتزیگ داشته که نزدیک لهستان بود و دولتهای متفق تصمیم میگیرند که آن بندر را نیز به خاک لهستان اضافه کنند و از آنجا که آلمان بین لهستان و دریای آزاد قرار داشت برای دستیابی به بندر قسمت های دیگری از خاک آلمان جدا شد به طوری که عملا استان پروس شرقی از خاک آلمان جدا و ارتباط آن با آلمان از راه زمینی قطع شد و تنها راه ارتباط این استان با آلمان هوا و دریا بود.

بعد از اینکه بسیاری از خاک های ‍ آلمان به لهستان داده شد مسلما ساکنین آنها هم  زیر پرچم لهستان رفتند و تابعیت لهستانی گرفتند ، زبان و فرهنگ و نژاد آلمانی ولی زیر پرچم لهستان . پس از چندی دولت لهستان اقدام به هجوم به این اقلیت آلمانی های لهستان کرد ، مدارس آلمانی را خراب میکرد به فرهنگسراهای آلمانی هجوم میبرد و ... اینها موجب تحریک غیرت وعذاب و ناراحتی آلمانی ها و هیتلر شدند و موجب  شد در روز 1 سپتامبر به لهستان اعلام جنگ دهند به محض این امر انگلیس و فرانسه نیز به آلمان اعلام جنگ کردند و به آتش این جنگ دامن زدند. برای هجوم آلمان به شوروی هم اسنادی در دست هست و اکنون ثابت شده اند که  ابتدا شوروی  قصد حمله به آلمان را داشته و هیتلر هم پیش دستی کرده تا در شرایطی بهتر به جنگ بپردازد در غیر این صورت شوروی به آلمان هجوم می آورد .و اما در مورد اعلام جنگ به آمریکا قضیه به این شرح است. تا همان اواسط جنگ آمریکا کمکهای بسیاری به متقین میکرد (در صورتی که اعلام جنگ رسمی نکرده بود و از پشت پرده میجنگید) هیتلر با دیدن این اوضاع که آمریکا با آنهاست و همگی متفقین و آمریکا دستشان در یک کاسه است و علاوه بر آن چون آمریکا به متحد آلمان یعنی ژاپن اعلام جنگ داده بود  به آمریکا هم اعلام جنگ نمود . در طول تمام این اتفاقات، دیگر ملل اروپا از جمله یوگوسلاوی ، بلژیک ، هلند ، دانمارک ، نروژ ، اوکراین و ... با زور انگلیس و متفقین و وعده های آنها با آلمان وارد جنگ شدند .

 
ب - جنایات متفقین :

امروزه مردم می پندارند که متفقین از فرشته ها پاک تر بوده اند و اگر آنها نبودند ما هم نبودیم.اما این تفکر کاملا اشتباه است.برخی از جنایات آنها کاملا مشهود است ولی جنایات هولناک دیگری هم وجود دارد که خیلی کم به آنها توجه شده و اکثر مردم از آنها بی خبرند.در این قسمت به گوشه ای از جنایات متفقین اشاره خواهد شد :


 قتل عام سربازان آلمانی : جنایات استالینی که دامن گیر مردم شوروی شده بود این بار اسرای جنگی را هم به کام مرگ کشاند.در سال 1943 نود هزار سرباز آلمانی به همراه دویست افسر و بیست و پنج ژنرال در استالینگراد تسلیم نیرو های روس شدند اما بعد از پایان جنگ جهانی دوم از این تعداد کثیر فقط پنج هزار نفر توانستند زنده به آلمان برگردند.

 جنایت در شهر درسدن آلمان : از ۱۳ فوریه تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی بود، برای کمک به پیشرفت سریع تر نیروهای شوروی که از شرق به سوی آلمان درحال پیشروی بودند، بمب‌افکن‌های سنگین نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا و نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۳۹۰۰ تن بمب متعارف و آتش زا بر روی شهر درسدن ریختند. شدت آتش‌سوزی به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان در دسترس نیست، اما طبق تحقیقات اخیر، رقم کشته شدگان، بین ۲۴٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ نفر غیر نظامی تخمین زده می‌شود.

 تجاوز به زنان آلمانی : در سال 1945 بعد از اشغال برلین توسط نیروهای شوروی ، سربازان روسی مانند وحشی ها به هر زن آلمانی که دیدند از هشت ساله تا هشتاد ساله گرفته تجاوز کردند.این بی حرمتی و کارکثیف که با مردم بی گناه کردند هرگز با واکنشی از سوی مقامات روس مواجه نشد.

 بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی : در صبح روز 6 اوت 1945اولین بمب اتمی به دستور ترومن رئیس جمهورت وقت آمریکا بر روی هیروشیما انداخته شد. برای تاثیر بیشتر این بمب به نحوی تنظیم شد تا 576 بالاتر از سطح زمین منفجر شود. فعل و انفعالات اتمی در مرکز این بمب باعث گرمائی حدود چندین میلیون درجه سانتیگراد شد و تا فاصله یک و نیم کیلومتری هر چیزی را ذوب کرد.عملیات دوم سه روز بعد انجام شد و دومین بمب اتمی بر روی ناکازاکی انداخته شد.در طی این دو عملیات حدود دویست و بیست هزار نفر کشته شدند که اکثر آنان را شهروندان غیر نظامی تشکیل می دادند.

 
پ - آیا هیتلر جنایتکار بود ؟

خیلی ها که این سخن را میگویند نمی دانند که در دوره حکومت نازیسم و هیتلر بی کاری در آلمان  ریشه کن شد، نمی دانند احساس هنرمندانه یک نقاش در هیتلر وجود داشت. به هر خانواده ای که بچه دارمی شد وامی داده می شد تا از نظر اقتصادی آسیبی نبینند و به آنها به خاطر بچه دار شدن جایزه و مژدگانی می دادند.

ناگفته نماند که هیتلر مقدار فرزند متوسط را سه و چهار میدانستند. این ها نشان از فرزند دوستی هیتلر دارد . جنایتکار به کسی گفته میشود که وقتی میبیند بازنده شده اقدام به نابود کردن همه دشمنان شکست خورده اش میکنه اما این چیزی نبود که در شان هیتلر باشه زمانی  که متفقین می آیند تا فرانسه را از دست آلمان آزاد کنند با اینکه آلمانی ها زمان و امکانات کافی داشتند که همه فرانسه را با خاک یکی کنند ولی به دستور هیتلر سربازان همان جور که آمدند باید همان جور هم بازمیگشتند و نتیجه هم همین شد فرانسه با اینکه 4 سال تحت سلطه آلمان بود ولی هیچ گونه خسارت جانی یا مالی نیافت انگار که جنگی در این کشور رخ نداده .

در مورد هولوکاست هم که صهیونیست ها آن را دست آویزی قرار می دهند تا هیتلر را جنایتکار خطاب کنند لازم به ذکر است که هیچ گاه چنین جنایتی رخ نداده آن هم به دلایل متعدد.در اروپا کسی حق تحقیق در مورد هولوکاست را ندارد.هنگامی که متفقین وارد اردوگاه های یهودیان شدند هیچ اثری از اتاق گاز نبود و بسیاری ازسران متفق خود اعتراف کرده اند که چنین جنایتی ناشدنی بوده و اصلا آن تعداد یهودی وجود نداشته . افرادی که گفته بودند آنجا شاهد این جنایت بودند اکثرا اعتراف کردند که برای شهرت دروغ گفته بودند.غیر از چند عکس از جنازه ها مدرکی وجود ندارد که آن ها هم بر اثر بیماری های واگیر و ضعف و گرسنگی مرده اند.

هیتلر با یهودیان رفتار بدی نداشت و حتی خود یهودی ها اعتراف کرده اند که رفتار آلمان نازی از متفقین با ما بهتر بوده. او حتی زمانی که میتوانست جنایت کند تا شکست نخورد هیچ وقت جنایت نکرد.برای مثال همان بمب های شیمیایی که آلمان در دوره های بعد از نازی ها به عراق فروخت ساخت آلمان نازی بود و هیتلر چون مایل به استفاده از روش های ناجوانمردانه و جنایت نبود دستور داد تا آنها را در جزیره ای متروک در اعماق زمین پنهان کنند و هیچ وقت از آنها استفاده نشود.اما بعد از پایان قدرت نازی ها آلمان آن ها را به عراق فروخت و صدام از آنها علیه مردم ایران استفاده کرد.

یا زمانی که بیش از صد ها نفر در ارتش آلمان داوطلب هواپیما های انتحاری شده بودند هیتلر هرگز اجازه استفاده از این هواپیما ها را نداد و حاضر نشد باعث کشته شدن سربازان آلمانی شود. اینها همگی دلایلی اند که ثابت میکنند هیتلر نه تنها اهل هیچ جنایتی نبوده بلکه برعکس آن فردی انسان دوست بوده که متاسفانه امروز در باور مردم  چیز دیگری میگذرد. امیدوارم که این مطالب در قضاوت شما تاثیر شگرفی داشته باشد .


 ت - خلق و خوی هیتلری :

هیتلر و هنر :هیتلر به نقاشی علاقه فراوانی داشت و از او چند اثر زیبا هم بجا مانده اما استعداد او در معماری بیشتر بود.او کمک کرد تا خانه هنر در مونیخ راه اندازی شود.او در شاعری هم استعداد داشت.

 آداب غذایی : او گیاه خوار بود زیرا معتقد که گوشت, انسان را مانند حیوانات وحشی میکند و همواره غذاهای ساده میخورد اما کیک خامه ای و شیرینی را هم دوست داشت.

 فن سخنوری و نویسندگی : هیتلر را میتوان به جرات بزرگترین و قدرتمندترین سخنران بشر معرفی کرد. استعداد درونی به او این توانایی را داده بود تا در در هر جا که بحث را به دست گیرد توجه همه را به آن سمت جلب نماید.سخنرانی های او همه را از حرکت باز می داشت و شنوندگان محو سخنرانی هایش می شدند. او در نویسندگی هم تبحر خاصی داشت کتاب نبرد من که نوشته هیتلر است بیان گر این موضوع است.این کتاب در دوران روی کار آمدن هیتلر به استثنا انجیل پر فروش ترین کتاب بود.

 اراده هیتلری : در مورد هیتلر بهتر است بدانید در تمام عمرش تنها یک بار آن هم در سن هفده سالگی شراب نوشید او زیاده روی کرد و از شدت مستی بر زمین افتاد.او قسم خورد از آن پس تا عمر دارد هرگز شراب ننوشد و تا پایان زندگی اش سر این قول ایستاد و هیچ گاه سراغ نوشیدنی های الکلی نرفت.

در ضمن او از سیگار هم متنفر بود و هیچ وقت سیگار نکشید حتی می خواست در جیره سربازان به جای سیگار به آنها شکلات بدهد اما اطرافیانش با این موضوع مخالفت کردند.

 تمایلات مادی : علاقه هیتلر به مال و ثروت ناچیز بود.او نه در دوران جوانی که در فقر زندگی میکرد و نه در زمانی که صدراعظم بود هیچ علاقه ای به ثروت نشان نمی داد حتی حقوقش را هم نمی گرفت و درآمدش فقط از فروش کتاب نبرد من بود.او خانه های ساده را دوست داشت اما به خاطر موقعیت شغلی و همچنین شکوه و عظمت آلمان به ناچار در ساختمان های مجلل زندگی کرد.

 علایق هیتلر : هیتلر به تاریخ علاقه مند بود و روم بزرگ را دوست داشت.او کودکان را هم خیلی دوست داشت و همینطور حیوانات را و سگی به نام "بلوندی" داشت. زمانی که قناری کاخ صدارت اعظمی مرد او مدت ها ناراحت بود و برای قناری گریه میکرد.او حتی وقتی فیلم تماشا میکرد هنگام شکار یک حیوان در فیلم با دستانش جلوی چشمانش را میگرفت.از نظر دینی باید گفت که هیتلر یک کاتولیک معتقد بود.در کودکی به کلیسا می رفت و در گروه های سرود مذهبی شرکت میکرد.او به دین اسلام هم علاقه داشت و در زمان قدرتمندی او برلین مرکز گروه های اسلامی ضد استعمار شده بود و حتی در اس اس یک لشگر اسلامی تاسیس شد.


* من نویسنده ی این مطلب نیستم. راست یا دروغ مقاله پای نویسندش. مقالش منو جذب کرد به یک دلیل اصلی :

بیشتر فیلم ها مستندات و کتابهایی که در مورد هیتلر ساخته و نوشته میشه به دست انگلیسی ها یا امریکایی ها ساخته میشه! و به همین دلیل پر از دروغ ها و بزرگ نمایی های ریز و درشت هست تا هیتلر رو شیطان بزرگ جلوه بدن و آمریکا و انگلیس رو مثله فرشته هایی که جهان رو از نابودی نجات دادن... که این درست نیست و متفقین هم اگر به اندازه آلمان جنیایت نکرده باشن از اونا بیشتر تو جنگ جهانی ها (یک و دو) جنایت و خون ریزی کردن.

+ نوشته شده در 90/01/05ساعت 7:26 توسط سهند

There was a farmer who grew watermelons. He was doing pretty well, but he was disturbed by some local kids who would sneak into his watermelon patch at night and eat his watermelons.

After some careful thought, he came up with a clever idea that he thought would scare the kids away for sure.

He made up a sign and posted it in the field. The next night, the kids showed up and they saw the sign which read, "Warning! One of the watermelons in this field has been injected with cyanide."
The kids ran off, made up their own sign and posted it next to the farmer's sign. When the farmer returned, he surveyed the field. He noticed that no watermelons were missing, but the sign next to his read, "Now there are two!"

+ نوشته شده در 90/01/05ساعت 4:11 توسط سهند

ساله نو همه مبارک.


There gonna be some stuff you gonna see that gonna make it hard to smile in the future, but through whatever you see, through all the rain and the pain you gotta keep your sense of humor. you gotta be able to smile through all this bullshit...remember that

Tupac Shakur

+ نوشته شده در 90/01/01ساعت 3:59 توسط سهند

دخترای ایرانی

بعضیاشون جدا مشکل دارن....

+ نوشته شده در 89/12/26ساعت 20:18 توسط سهند

A GOOD FRIEND WILL COME BAIL YOU OUT OF JAIL... A TRUE FRIEND WILL BE SITTING NEXT TO YOU SAYING "DAMN... WE FU**ED UP."




+ نوشته شده در 89/12/21ساعت 0:23 توسط سهند

اندوه  من این است که در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم آنهایی است که نمیرسند و رسیدن سهم آنهایی است که نمی دوند.


+ نوشته شده در 89/12/12ساعت 10:41 توسط سهند

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست،این پیراهن است افسار نیست

گفت:مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی

گفت:جرم راه رفتن نیست،ره هموار نیست

گفت:میباید تو را تا خانه ی قاضی برم

گفت:روصبح آی،قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت:تا داروغه را گوییم،در مسجد بخواب

گفت:مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت:دیناری بده پنهان و خود را وارَهان

گفت:کار شرع کار درهم و دینار نیست

گغت:انقدر مستی زهی از سر بر افتادت کلاه

گفت:در سر عقل باید،بی کلاهی عار نیست

گفت:باید حد زند هشیار مردم مست را

گفت:هشیاری بیار،اینجا کسی هشیار نیست


( پروین اعتصامی)


+ نوشته شده در 89/11/27ساعت 16:22 توسط سهند

...شاید تعجب کنید که این همه تغیر واس چی..خودمم نمیدونم فکر کنم شادی الکی بسه ..

شاید شادی بدون دلیل فراتر از دیوانگیه...تاحالا شده از هه چیز و همه کس گریزون شین..

دلم میخواد سرم و بگیرم تو دستامو گریه کنم..دنیام واسه سکوت محض خودم و خودم....ساعت صدایی ازش در نیاد....انقدر تنهام که تو تنهاییم گم شدم...

بعضی وقتا فکر میکنم که چه دیدی از بزرگ شدن داشتم که انقده ارزوی زود بزرگ شدن و داشتم...اینکه هر روز عمرم از دیروز بدتره...عمری که هر نفس بی غم نمیگذره....... دقت کردین با عاشق شدن میفهمی که چقدر تنهایی؟...

تا حالا شده از تنهاییت ندونی به کی شکایت کنی...انقده گناه کردی و زیر قولت زدی که روی درد و دل با خداهم نداشته باشی...که کسی هم واس درد و دل کردن نداشته باشی هیچکس هیچکس....این طور وقتا چیکار میکنین؟....

از این زندگی که همش دوست داره اشکت و در راره عقم میگیره...خوشی هامون قده یه اشک و غمامون قد یه دریا اخ که این قطره تو دریا گم میشه و اثری نداره....با این حال حق نداری جلو دیگران غمگین باشی چون اونا فقط تورو با لب خندون و شاد میخوان

چون اگرم بخواد باهات همدردی کنن و علت ناراحتیت و جویا شن فقط واس کنجکاویه..که تهش بهت میگن ای بابا همییییییییییییییییییییییییییین؟...من از تو بدبخت ترم ..یا....غصه نخور درست میشه.....

(منبع)

+ نوشته شده در 89/11/24ساعت 23:31 توسط سهند

هی چه فاز سنگینی همه چی سفید سیاهه چیزی رنگی نی

بازم منو یه جسم لشو بی حال دوباره رنگ پوسته شده کچ دیوار

وای انقدر کشیدم که نمیگیره خندم با چشمام قفلم به این آتیشه رو فندک

یه اتاق تاریک با بوی دود گاری چه بخت گندی داره تو با جیب خالی

نگو که هستی رنگه مشابه من یه عمره رو صورتم خنده قاچاقه

من مردم پسر یه عقدم که سر تاپای مسیرو همیشه خوردم به سنگ

اگه که مردم حلال کنید - آره تاحالا ساختم ولی الان بریدم...

از خودم از همه از میز محکمه از فکر فرداها که روی مغزمه....


آهنگ سنگین از حسین ( حسین ابلیس سابق) به همراهی صادق. (دانلود)

فاز عجیبی داره. از صبح تاحالا JetAudio رو گذاشتم رو Replay همین جوری داره ریپلی میکنه این آهنگو...

+ نوشته شده در 89/11/17ساعت 0:27 توسط سهند

بودا به دهی سفر کرد و زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.

بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :

«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید »

بودا به کدخدا گفت :

« یکی از دستانت را به من بده»

کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .


آنگاه بودا گفت :

«حالا کف بزن»

کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»

بودا لبخندی زد و پاسخ داد :

هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .

بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .

برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش

+ نوشته شده در 89/10/29ساعت 23:20 توسط سهند

بچه که بودم برف تا زانو می بارید. پدر برایم تعریف می کرد که زمان او برف تا زیر گلویشان می باریده طوری مجبور می شدند از زیر آن تونل بزنند. می گفتم: "بابا، خالی می بندی". این روزها نم برفکی که می زند و قطع می شود پسرم ذوق می کند. برایش تعریف می کنم زمان ما برف تا زانو می بارید. می گوید:"بابا، خالی می بندی". احتمالا پسرم به پسرش خواهد گفت:"زمان ما یک چیز سرد و سپیدی از آسمان به زمین می ریخت" و پسرش خواهد گفت:"بابا، خالی می بندی!"

+ نوشته شده در 89/10/22ساعت 4:19 توسط سهند

تمام دنیای من خیلی راحت تو این عکس خلاصه شده!

گاهی یک عکس یک کتاب تفسیر داره.................

+ نوشته شده در 89/10/16ساعت 22:52 توسط سهند

پشتش سنگين بود و جاده هاي دنيا طولاني. مي دانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت. سنگ پشت ، ناراضي و نگران بود. پرنده اي در آسمان پر زد ، سبك . سنگ پشت رو به خدا كرد و گفت : اين عدل نيست ، اين عدل نيست. كاش پشتم را اين همه سنگين نمي كردي.


من هيچ گاه نمي رسم ، هيچ گاه. و در لاك سنگي خود خزيد ، به نيت نا اميدي.


خدا سنگ پشت را از روي زمين بلند كرد. زمين را نشانش داد. كره اي كوچك بود. و (خدا) گفت: نگاه كن ؤ ابتدا وانتها ندارد. هيچ كس نمي رسد. چون رسيدني در كار نيست. فقط رفتن است.


حتي اگر اندكي. و هر بار كه مي روي ، رسيده اي. و باور كن آنچه بر دوش توست ، تنها لاكي سنگي نيست ، تو پاره اي از هستي را بر دوش مي كشي. پاره اي از مرا.


خدا سنگ پشت را بر زمين گذاشت . ديگر نه بارش چندان سنگين بود و نه راه ها چندان دور.


سنگ پشت به راه افتاد و گفت : رفتن ، حتي اگر اندكي ....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/10/12ساعت 0:45 توسط سهند

یه فیلمی هست که هر وقت میبینمش بد جوری تو فکر فرو میرم .



( Prince Of Persia : Sand Of Time )


هیچ ربطه خاصیم به من و افکارم نداره! ولی ناخوداگاه بعد از دیدن این فیلم تو فکر فرو میرم و به خودم فکر میکنم.....


+ نوشته شده در 89/10/07ساعت 21:12 توسط سهند

روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

 اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ،

 نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه

 پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ،

 افتاده باشم و جان داده باشم

+ نوشته شده در 89/10/02ساعت 4:56 توسط سهند

Power tends to corrupt, and absolute power corrupts absolutely.

 The Lord Acton


+ نوشته شده در 89/09/30ساعت 23:30 توسط سهند

Zac Efron is has an ectomorphic body type by nature. If you are unfamiliar with the three major body types, ectomorphs are skinny and have a narrow-frame by nature. They can usually eat a ton without much weight gain - fat nor muscle.

Both a blessing and a curse, Efron had to consume far more calories than the average bodybuilder to pack on mass. Especially considering his age - his metabolism is still firing like mad, so eating healthy caloric dense foods is something he has to do, while lifting heavy weights and getting enough rest. Otherwise lean gains are just not going to happen.

An advtantage of being young, Efron gained a certain amount of lean muscle fairly quickly and easily. Your body naturally wants to have a certain amount of muscle, skinny guys who are young usually just haven't unleashed that natural amount of mass yet. After that initial gain is built, it then becomes a more complicated process at adding more mass, but that usually isn't desirable anyway. I believe in achieving an athletic "Hollywood Look" ... lean, toned and slim, but not skinny. Overly bulky muscles just aren't the way to go anymore; it's not the 80s guys!

Because lifting heavy is going to be a critical factor in gaining size, get a workout partner to spot you through your lifts. You can also keep each other accountable and push each other to the next level.

Higher volume resistance training will expedite muscle stimulation and growth. You should be lifting heavy enough weights to where you are "failing" by your 12th rep, absolute max. Ideally, aim for rep ranges around 6 to 8 reps for the best range for muscular growth.

Until you've gained that "normal" range of muscle, the "Big 3" are going to be lifts that will add mass quicker than other exercises. This consists of the deadlift, bench press, and squat. Compound exercises that stimulate large muscles will help gain muscle at a much faster rate than isolation exercises ever will.

Lifting hard and heavy is only a third of the equation. Nutrition and Rest are the other pieces to the pie. Learn about Efron's Diet Plan here. Remember, ectomorph or not, if you want to add muscle, you have to be eating more calories than you're burning on a consistent basis. It's not an overnight process, but with the proper training regimen, a solid nutritional program, and enough rest, even the hardest of hardgainers have the potential to attain that lean muscular look like Efron has done.

From achieving a more solid look, Efron has been landing roles that are less "Disney" and more "Paramount" metaphorically speaking.

More In "ادامه مطلب"



ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/09/29ساعت 23:1 توسط سهند

Can looking at computer screens damage my eyes?

No. While complaints of eye fatigue and discomfort are common among computer users, these symptoms are not caused by the computer screen itself. Computer screens give off little or no harmful radiation (such as x-rays or UV rays). All levels of radiation from computer screens are below levels that can cause eye damage such as cataracts.

Can looking at a computer screen cause eyestrain?

Fatigue, dry eyes, bad lighting, or how you sit in front of the computer can cause eyestrain. Symptoms of eyestrain include sore or irritated eyes and difficulty focusing. You may also have symptoms of eyestrain if you need glasses or a change in your glasses.

What can I do to prevent eyestrain?

You can help prevent eyestrain by making changes to your computer workspace and by visiting your eye doctor. Here are a few suggestions on how to make your workspace more comfortable:

    * Place your screen 20 to 26 inches away from your eyes and a little bit below eye level.

    * Use a document holder placed next to your computer screen. It should be close enough so you don’t have to swing your head back and forth or constantly change your eye focus.

    * Change your lighting to lower glare and harsh reflections. Glare filters over your computer screen can also help.

    * Get a chair you can adjust.

    * Choose screens that can tilt and swivel. A keyboard that you can adjust is also helpful.

+ نوشته شده در 89/09/29ساعت 21:44 توسط سهند

متوجه! شدم که تو وبلاگ بعضی از عکسها هست که من بدیل کانکشن اینترنتم که ف ی ل ت ر ی ن گ جمهوری اسلامی روش نیست میتونم ببینم ولی دوستانی که از ایران کانکتن نمی تونن...

سعی میکنم که این عکس ها رو تو چند روز آینده منتقل کنم به 4ax.ir تا همه دوستان بتونن ببینن!


یه چیزه دیگه! بعضی از دوستان هستن نظر میدن بعد من جواب نمیدم یا تایید نمیکنم ناراحت میشن! من این پست رو برای شما نوشتم لطفا درک کنید که فلسفه ی وجود این وبلاگ اصلا نظر دهی و از این چت روم بازیایی که الان ملت تو وبلاگاشون در میارن نبوده! و من فقط دوست دارم بنویسم نه برای شما - برای خودم! اصلا نمیدونم این همه آدم یه دفه از کجا سرازیر شدن تو این وبلاگ. تو این سه سالی که دارم مینویسم این اولین ماهی هستش که میبینم پستام 6-7 حتی 10 نظر میگیره بعضی اوقات...... که خوب این جالب نیست. یعنی هست همه دوست دارن که نظر دیگران رو بدونن ولی کسی دوست نداره که دفتره خاطراتش محلی برای سلام و احوال پرسی دوستان بشه!


+ البته نظره به حق همیشه وارده! یعنی کلا اونهایی که تایید میکنم خوبن!

+ نوشته شده در 89/09/27ساعت 21:18 توسط سهند

چند وقتیه که عوض شدم  ...... یادم نمیاد چه روزی و چه جوری دقیقا این همه تغییر کردم........ چیزی که میدونم اینه که من دیگه خودم نیستم... انگار تمامی اعتقادات و فکریات قبلی خودم رو یه روز رو رخته خواب جا گذاشتم یا حواسم نبوده افتادن تو جوب... چمیدونم ولی خلاشون داره منو دیوونه میکنه...

تو ارتباط برقرار کردن با مردم مشکل پیدا کردم! - از مردم خندم میگیره. فکر میکنم همه مضحکن .....

جدیدا جواب سلام هرکسیو نمیدم . با هرکسی دست نمیدم جواب تلفن ملتو نمیدم. بیشتر دوستامو ریختم دور یا حالشون رو ندارم یا فکر میکنم خزن یا سیسشون به سیس ما نمیخوره . یا آدمای "گوهین" کلا.

قشر فقیر جامعه رو دیگه تحویل نمیگرم فکر میکنم آدمای عقب افتاده ای هستن.

تو دانشگاه به هرکی که سوتی میده میخندم . سره همه کلاسا جز ریاضی و زبان انگلیسی میخوابم .

همش تو فکره پولم - صبح تا شب... هزار جور برنامه ریزی برا آینده دارم و از ساعتها وقت صرف میکنم روی این برنامه ریزی ها که خیلی هاشون شاید حتی عملی هم نشن.

صبح که بلند میشم میرم اول میرم تو آینه قیافمو نگاه میکنم و یه چند ساعتی به این فکر میکنم که چی کار کنم که خیلی جذاب تر از این چیزی که الان هستم بشم .

کرور کرور پول خرجه بدن سازی و فیتنس میکنم ....... روزی 500 وعده غذا میخورم....

تو خیابون به دخترای زشت پوز خند میزنم تیکه میندازم و مسخره بازی در میارم .... باسه اونایی هم که خوبن قیافه میگیرم ابرو بالا میندازم ژشت میام....

و کلا کو اون سهند قدیمی ؟

کجا رفت جدا! از یابنده تقاضا میشود به من ایمیل بده!

+ نوشته شده در 89/09/25ساعت 3:51 توسط سهند

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي انداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهي زن و مرد مي آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمي اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدرپول گير آورده ام.


شرح حكايت
1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهره گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كمتر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق ميبخشد.
او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل ميكند و از طرف ديگر مردم را تشويق ميكند كه به او پول بدهند .
«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.
او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.


«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد.»



+ نوشته شده در 89/09/23ساعت 17:51 توسط سهند

یواش یواش دارم به نوشتن تو این وبلاگ معتاد میشم.

هی دلم میخواد بنویسم...

+ نوشته شده در 89/09/23ساعت 14:25 توسط سهند

روزی که تصمیم گرفتم این وبلاگ رو باز کنم ( حدود 3 ساله پیش ) - صرفا دنباله جایی برای نوشتن بودم....

دوست داشتم مثله یک دفترچه خاطرات اینترنتی خلاصه ای از مطالب جالبی که تو اینترنت یا جاهای دیگه میخوانم رو اینجا ثبت کنم. الانم که گاهی به آرشیو مطالب وبلاگ نگاه میکنم یاد خیلی از خاطرات برام تازه میشه... و بی اختیار میرم تو فکر...

تو این وبلاگ هیچ وقت دنباله بازدید یا نظر نبودم. حتی تا حدود زیادی ترجیح میدم بازدید وبلاگ یک رقمی بمونه و هیچ کس هم نظر نده...


اینجا رو بیشتر به عنوان خلوت خودم دوست دارم.............


+ نوشته شده در 89/09/22ساعت 23:32 توسط سهند

یه آهنگ هست که من همیشه وقتی حوصلم خیلی خیلی سر میره گوش میدم و هیچ وقتم از گوش دادنش خسته نمیشم .

Rihanna - Dont Stop The Music Download Now

لیریکس در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/09/22ساعت 23:14 توسط سهند

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر